تبلیغات
مطالب خوب و اموزنده - داستان های شیوانا اشک Shyvana

داستان های شیوانا اشک Shyvana

زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت

شیوانا از مقابل آنها عبور کرد

وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.

زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند

او مرد لایق و خوبی است

و تنها عیب که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد

شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :

هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد

و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید

که دل دیگری را به درد و اشک او را در آورد





موضوع: داستان،
[ شنبه 30 فروردین 1393 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ علیرضا عیزاده ]